شعله ی عشق

عشق رو از پروانه آموختم

چون در تب وصال او سوختم

چون هر شب و هر روز و هر ساعت

برای دیدار ،چشم ب در دوختم

کبریت ها رو مثل قلب چیدم

من بار اول عشق رو فهمیدم

یک لحظه غفلت شعله میسازد

من با دو تا چشمای خود دیدم

/ 47 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دنیا

عشق مث درد دل منه و غم مث چشمای خیس یه ادم دلیل سربه راه شدنه...

پوریا

روزی بهم گفت "آپی در حالی که اپ نیستی [ابرو] " حالا من میگم ب شما آپی در حالی که اپ نیستی [ابرو] [لبخند] حتما پرشین نگاه ویژه ای ب وبلاگ شما دارن [نیشخند]

پوریا

خواهش ما که کاری نکردیم موفق باشید [لبخند][گل]

Shaghayegh

من عاشق این عکسم... خیلی نازه[قلب]

دوست

بسیار زیبا و شرح حالی از دلهای سوخته.

مسافر

خیلی جالب است و ماشاءالله میانگین بازدید کنندگانتان نیز رو به زیاد شدن است.موفق باشید.

آرش

گاهی.... دلت به راه نیست! ولی سربه راهی..... خودت را به آن راه میزنی ومیروی... و همه چه خوش باورانه فکر میکنند که تو رو به راهی....

زرشک

هی بر وبچ به من هم سر بزنید با همتونم