آرامش

 

      چشات ارامشی داره که تو چشمای هیچکی نیست       میدونم که توی قلبت به جز من جای هیچکی نیست
چشات آرامشی داره که دورم می ‌کنه از غم
یه احساسی‌ بهم میگه دارم عاشق میشم کم کم
تو با چشم‌ های آرومت بهم خوشبختی‌ بخشیدی
خودت خوبی‌ و خوبی‌ رو داری یاد من هم میدی
تو با لبخند شیرینت بهم عشق رو نشون دادی
تو رویای تو بودم که واسه من دست تکون دادی
از بس تو خوبی‌ می‌ خوام باشی‌ تو کل رویا هام
تا جون بگیرم با تو باشی‌ امید فردا هام
 

چشات آرامشی داره که پا بند نگات میشم
ببین تو بازی چشمات دوباره کیش و مات میشم
بمون و زندگیم و با نگاهت آسمونی کن
بمون و عاشق من باش بمون و مهربونی کن

/ 13 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ی فرشته کوشولو

هیچ وقت نباید به اجبار خندید گاهی باید تا نهایت آرامش گریه کرد تبسم بعد از گریه از رنگین کمان بعد از باران هم زیباتر است..

ی فرشته کوشولو

ﻣﺎﻫـــــــــــــﯽ ﻫﺎ ﮔﺮﯾﻪ ﺷﺎﻥ ﺩﯾﺪﻩ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ . . ﮔـــــــــــــــﺮﮒ ﻫﺎ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻧﺸﺎﻥ . . ﻋﻘــــــــــــــﺎﺏ ﻫﺎ ﺳﻘﻮﻃﺸﺎﻥ و انسانها درونشان...

mina

چقد این عکس حس خوبی داره [فرشته] این آهنگه هم خیلی قشنگه اگه اشتباه نکنم مال بهنام صفویه [متفکر]

عاصمه

سلام ابجی مزیم، من تند تند به وبت سر میزنم اما تو سر نمیزنی‌نظرم نمیدی،واقعا که خیلی بدی

دلتنگی هام

پیشانی ام را بوسه زد در خواب هندویی شاید از آن ساعت طلسمم کرده جادویی شاید از آن پس بود که احساس می کردم در سینه ام پر می زند شب ها پرستویی شاید از آن پس بود که با حسرت از دستم هر روز سیبی سرخ می افتاد در جویی... از کودکی دیوانه بودم، مادرم می گفت از شانه ام می چیده است هر روز شب بویی نام تو را می کند روی میزها هر وقت در دست آن دیوانه می افتاد چاقویی بیچاره آهویی که صید پنجه شیری است بیچاره تر شیری که صید چشم آهویی اکنون ز تو با ناامیدی چشم می پوشم اکنون ز من با بی وفایی دست می شویی آینه خیلی هم نباید راستگو باشد من مایه رنج تو هستم، راست می گویی